![]() |
![]() |
|
| و اما عشق و راه عاشقی واسه ی ... |
|
مطمئنم آن روز که سهراب نوشت: |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 11:25 توسط ساعد |
|
|
مردي تخم عقابي پيدا كرد و آن را در لانه ي مرغي گذاشت.عقاب با بقيه ي جوجه ها از تخم بيرون آمد و با آنها بزرگ شد. در تمام زندگيش ، او همان كارهايي را انجام داد كه مرغها مي كردند ; براي پيدا كردن كرمها و حشرات ، زمين را مي كند و قدقد مي كرد و گاهي هم با دست و پا زدن بسيار ، كمي در هوا پرواز مي كرد . سالها گذشت و عقاب پير شد. روزي پرنده ي با عظمتي را بالاي سرش برفراز آسمان ابري ديد. او با شكوه تمام با يك حركت ناچيز بالهاي طلايشش ، برخلاف جريان شديد باد پرواز مي كرد. عقاب پير ، بهت زده نگاهش كرد و پرسيد : (( اين كيست؟ )) همسايه اش پاسخ داد : (( اين عقاب است – سلطان پرندگان . او متعلق به آسمان است و ما زميني هستيم. )) عقاب مثل مرغ زندگي كرد و مثل مرغ مرد. زيرا فكر مي كرد مرغ است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 10:47 توسط ساعد |
|
|
**سلام پرسپولیسی های گلم **
**دیروز اومدم بنویسم که نتونستم(از شادی نشد)** **مبارک باشه قهرمانیه تیممون** **خداییش قهرمانی حق پرسپولیس بود** **اونایی که میگن نبود راستی راستی کم لطفند** --۶ امتیاز هم ازمون کم کردند"یادتون باشه سپاهانی ها-- ~راستی یادتون نره که پرسپولیس همیشه سره~ پرسپولیس قهرمانیت مبارک باشه |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 18:26 توسط ساعد |
|
|
سلام ای غروب غریبانه ی دل /سلام ای طلوع سحرگاه رفتن / سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن / خداحافظ ای شعر شبهای روشن / خداحافظ ای قصه ی عاشقانه خداحافظ ای آبی روشن عشق / خداحافظ ای عطر شعر شبانه / خداحافظ ای همنشین همیشه خداحافظ ای داغ بر دل نشسته / تو تنها نمیمانی ای مانده بی من / تو را میسپارم به دلهای خسته تو را میسپارم به مینای مهتاب / تورا میسپارم به دامان دریا / اگر شب نشینم اگر شب شکسته تو را میسپارم به رویای فردا / به شب میسپارم تورا تا نسوزد / به دل میسپارم تورا تا نبیند اگر چشمه ی واژه از غم نخشکد / اگر روزگار این صدا را نگیرد / خداحافظ ای برگ و بار دل من |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:46 توسط ساعد |
|
|
در زمان هاي قديم پيش ازآنكه انسان بر روي زمين پا بگذارد. بدي ها و خوبي هاي جهان دور هم جمع شده بودند. يك روز كه حوصله ي آنها سر رفته بود تصميم گرفتند كه قايم باشك بازي كنند . ديوانگي گفت : من چشم مي گذارم ، بقيه قايم شويد. ديوانگي چشمهايش را بست و شروع به شمردن كرد: يك ... دو ... سه همه به دنبال جايي بودند تا قايم شوند. نظافت خودش را به شاخ ماه آويزان كرد . خيانت داخل انبوهي از زباله مخفي شد . اصالت به ميان ابرها و هوس به مركز زمين فرو رفت . حسادت هم داخل چاهي عميق پنهان شد . به تدريج همه قايم شدند ، الا عشق كه هنوز معطل بود و نمي دانست به كجا برود . البته تعجبي نداشت چون عشق را نمي توان به اين راحتي پنهان كرد . ديوانگي به عدد 100 رسيد كه عشق خود را داخل يك دسته گل رز مخفي كرد. ديوانگي فرياد زد: آماده باشيد ، من دارم مي آيم . بعد براي پيدا كردن بقيه به راه افتاد . اول از همه تنبلي را پيدا كرد ، تنبلي اصلا تلاش نكرده بود خود را قايم كند ، بعد به ترتيب همه را پيدا كرد ، اما از عشق خبري نبود ديوانگي ديگر خسته شده بود كه حسادت حسودي اش گرفت و آرام در گوش او گفت : عشق در داخل گل رزمخفي شده است . ديوانگي با هيجان شاخه اي از درخت كند و با قدرت تمام داخل گل رز فرو كرد. صداي ناله اي بلند شد. عشق از داخل شاخه اي بيرون آمد ، در حالي كه دستهايش را جلوي صورتش گرفته بود و از بين انگشتهايش خون مي ريخت .شاخه ي درخت چشمان عشق را كور كرده بود. ديوانگي كه خيلي ترسيده بود با شرمندگي گفت : حالا من چه كار كنم؟ چگونه مي توانم جبران كنم ؟ عشق جواب داد : مهم نيست ، دوست من . تو ديگر نمي تواني كاري بكني ، فقط خواهش مي كنم تا از اين به بعد يار من باشي ، همه چا همراهم باش تا راه را گم نكنم . و از آن روز تا ابد عشق و ديوانگي همراه يكديگر به درون تمام آدم هاي عاشق سرك مي كشند. |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 17:53 توسط ساعد |
|
|
چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحانات پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند اما وقتی به شهر خود برگشتند فهمیدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه ؛ امتحان دوشنبه صبح بوده است . بنابر این تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند آنها به استاد گفتند : ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم به همین دلیل دوشنبه دیروقت به خانه رسیدیم ....
استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها فردا بیایند و امتحان بدهند چهار دانشجوی پینوکیوی ما روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه ی امتحانی را داد و از آنها خواست تا شروع کنند آنها به اولین سوال نگاه کردند که ۵ نمره داشت و سوال بسیار آسانی بود و به راحتی به آن پاسخ دادند سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال ۹۵ امتیازی پشت برگه پاسخ دهند سوال این بود : کدام لاستیک پنچر شده بود ؟ !!!! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 18:52 توسط ساعد |
|
|
یه دختر 18 ساله:به قول خودش انقدر خواستگار داره که نمی دونه کدومش رو انتخاب کنه فعلا قصد ازدواج نداره می خواد درس بخونه دختر 22 ساله : او یک شاهزاده با یک قصر می خواد ادعا می کنه که خیلی واقع بینه ولی ؟؟؟؟؟مرد ایده آل او باید پول دار خوش قیافه مشهور همیشه در حسابش پول به اندازه کافی باشه وسخاوت مند او بايد شوخ طبع، ورزشكار، شيك پوش، رمانتيك و شـنونده خوبي باشد. بله خصوصيات و صفات آن مرد بسيار طولاني است. دخـتر مـردي را ميخواهد كه او را بپرستد و او را با گذاشتن گلها، هدايا و دادن وعده عشق ابدي و جاويدان تـبديل به الهه گرداند دختر 32 ساله: کم کم داره بوی ترشی می یاد دیگه فقط یه مرد خوب می خواد لازم نیست ورزشکار و خوش تیپ و.. باشه یه کار خوب با حقوق مکفی خونه ماشین و حساب بانکی داشته باشه و غذاهایی که دختر درست می کنه رو تحمل کنه کافیه دختر 42 ساله :تنها یه مرد می خواد (بیچاره ترشید )یه مرد معمولی که ستاره سینما نباشه ورزشکار نباشه اگه یه شکم گنده هم داشت عیب نداره کچل هم بود عیبی نداره فقط یه شوهر باشه دختر 52 ساله: او فقط مي خواهد... هر چی بود باشه دختر باید خیلی شانس بیاره که مردش انقدر ترسناک نباشه که نوه هاش رو بترسونه راه توالت رو هنوز به یاد داشته باشه دندون مصنوعی هاش رو یادش باشه کجا گذاشته دختر 72 ساله: تعجب نکنید بعضی دخترا تا این سن هم عمر می کنن ولی مطمئن نیستم مردمورد علاقش هنوز نفس بکشه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 18:47 توسط ساعد |
|
|
من اومدم و ...
خوش اومدم.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 18:45 توسط ساعد |
|
|
" بدگمانی میان افکار انسان مانند خفاش در میان پرندگان است که همیشه در سپیده دم یا به هنگام غروب که نور ظلمت بهم آمیخته است بال فشانی می کند " . بایگون " تا وقتیکه مرد عروسی نکرده او را غیر کامل می خوانند ، بنابراین معلوم می شود پس از ازدواج کار مرد تمام است " . باب هاپ " آدمیانی همانند گل های لاله زندگی کوتاه در هستی ، و نقشی ماندگار در اندیشه ما دارند " . ارد بزرگ " کسی که به آبادانی می کوشد جهان از او به نیکی یاد می کند " . فردوسی خردمند " براي اداره كردن خويش ، از سرت استفاده كن . براي اداره كردن ديگران ، از قلبت " . دالايي لاما " وقتي قلبت بيدار شد و شعله اي از نور شد ، تو معنا و اهميت زندگي را خواهي شناخت ، و اين فيضي عظيم است . و آنگاه سپاسگزاري و حمد طلوع مي كند . آنگاه فقط هديه زندگاني كافي است تا با آن براي هميشه و هميشه راضي و خشنود باشي " . دالايي لاما " همين لحظه حاوي بهشت و دوزخ است . همه اش بستگي به تو دارد . اگر تو خوش باشي ، شاد باشي ، اگر عاشق زندگي باشي و آن را محترم بداري و جشن بگيري . در بهشت هستي ، اگر نتواني شادماني كني ، اگر چنان زنجيرهاي سنگيني برپا و دست داشته باشي كه نتواني با آهنگ زندگي به رقص در آيي ، آن وقت در دوزخ به سر مي بري " . دالايي لاما " صاحبان اخلاق، روح جامعه خود هستند " . امرسون " یک زندگی را وقتی می شود با خوشبختی قرین دانست که شروعش با عشق باشد و ختمش با جاه طلبی " . بوسکالیا " رویش باغ سکوت ، در هنگامه خروش و همهمه ارزشش را نشان می دهد " . ارد بزرگ " اگر کسی ترا آنطور که میخواهی دوست ندارد، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد " . گابريل گارسيا مارکز " اگر پيري پند ده و اگر جواني پند گير " . ضرب المثل چيني " خنده، بهترين روح جنگ با زندگي است " . آناتول فرانس " ميانه روي و اندازه نگه داشتن كمال طبيعت آدمي است " . كنفسيوس " دنيا به اميد برپاست و انسان به اميد زنده " . علي اكبر دهخدا " مرد نيك، صداي وجدان را مي شنود " . ضرب المثل اسپانيايي " اگر شما دشمن دارید ، بدی او را با خوبی پاداش ندهید ، زیرا این امر موجب شرمساری او می گردد . ولی به او وانمود کنید که او با این عمل خود برای شما خدمتی انجام داده است " . نیچه " نادانی و پستی یک نفر در گذشته ، نمی تواند میدان انتقام از خاندان او باشد " . ارد بزرگ " قوي ترين اهرم ها، اراده است " . اسمايلز " كوشش اولين وظيفه انسان است " . گوته " فهميدن بهتر از دانستن است " . گوستاو لوبن " پول بتي است كه همه او را مي پرستند ولي اين بت معبد ندارد " . روتشيند " آنانکه از رسیدن به ریشه ها هراس دارند ، در روزمرگی دست و پا می زنند " . ارد بزرگ " آدمی باید از گناه بپرهیزد ، هر چه را به خویش نمی پسندد به دوست و دشمن خود روا ندارد " . بزرگمهر " اراده محکم و متین که بخواهد به هر کس آنچه سزاوار است بدهد عدالت نام دارد " . اولپن " اگر کمی چیزهای غیر لازم را بدانی بهتر از این است که هیچ ندانی " . سندکا " آسوده حال کسی است که بردبار است " . بزرگمهر " شناور بودن خرد آدم در جهان احساس به او میدان بروز و رشد هنر را داده است " . ارد بزرگ " اول صحت ، دوم جمال ، سوم مال و چهارم رفیق . این ها پله های نردبان سعادت است " . ساموئید " تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید . پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند " . گراهام بل " روي زمين خانه موقتي است و زير زمين جايگاه ابدي " . ساموئل آدامز " آن که در آموختن جهد نمی کند هرگز نباید در انجمن دانایان لب به گفتار بگشاید " . بزرگمهر " اراده از آن مرد کور نیرومندی است که بر دوش خود مرد شل بینایی را می برد تا او را رهبری کند " . شوپنهاور " در كارهاي دشوار نشاط بسيار وجود دارد " . لویی پاستور " پیشداوری درباره اخلاق به این معناست که نیت اعمال را منشاء آنها می دانیم " . فردریش نیچه " خودخواهی ، کاشی سادگی روانت را ، خواهد شکست " . ارد بزرگ " پسرها ، لنگرهای زندگی مادرانند " . سوفوکل " آنکس که نتواند در حلقۀ شادی و نشاط دیگران به صورت یکی از افراد در آید ، یا مغرور است یا ریاکار و یا در قید تشریفات " . لاواتر " حقیقت گفت مرا برهنه بگذارید و پیرایه بر من مبندید زیرا من هیچگاه از برهنگی خود شرمسار نیستم " . اعتصام الملک " آن که خشم بر او چیره نشود و بر گنهکار سخت نگیرد از گزند در امان است " . بزرگمهر " دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب ترا لمس کند " . گابريل گارسيا مارکز " زن وقتیکه دوست بدارد ، غیر از محبوب خود چیزی را نمی بیند و هرچه عاطفه ، مهربانی و نوازش و فداکاری دارد تنها برای او به کار می برد " . آلفونس دوده " خسروی بزرگتر ، بندگی بیشتر می خواهد " . فردوسی خردمند " نگارنده و سخنگویی که دیگران را کوچک و خوار می داند ، خود چیزی برای نمایش و بروز ندارد " . ارد بزرگ " زندگی مانند نقش و نگارهای قالی ایرانی است که زیبا هست ولی درک معنای آن مشکل است " . آلدوس هاکلی " آدم تنبل عصاي شيطان است " . ضرب المثل ولزي " انسان ها به طور كلي، چيزي جز كودكان بزرگ نيستند " . ناپلئون بناپارت " نزديك ترين چيزها مرگ و دورترين چيزها آرزوست " . سقراط " اميد نصف خوشبختي است " . ضرب المثل تركي " برای کسب خرد ، سختی را بر خود هموار کن " . ارد بزرگ " آنگاه که همه نيک سخن می گويند، پليد انديشی عين خرد است " . آلفرد مارشال " بشر، بر صفحهي شطرنج ابديت، چون پيادهاي در دست خدا و شيطان است " . گوته " تاريكي و شب، مادران تفكرند " . ضرب المثل هندي " حقيقت را دوست بدار اما اشتباه را عفو كن... " . ولتر " اشتباهي در كار نيست، فقط عبرت آموزي است " . آن ويلسن اسكف " کژی و ناراستی ، شکاف و رخنه گاه اندیشه اهریمن خواهد شد " . ارد بزرگ " از مردم دور باش و تنها زندگی کن ، نه به کسی ظلم کن و نه بگذار کسی به تو ظلم کند " . ابوالعلامعری " اگر قرار است براي چيزي زندگي خود را خرج كنيم ، بهتر آن است كه آنرا خرج لطافت يك لبخند و يا نوازشي عاشقانه كنيم " . شكسپير |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 17:53 توسط ساعد |
|
|
سلام.. اما نه این بار با خوشی این بار سلام با گریه. اشک دوری و بی دردی .این بار سلامی به ژرفای دروغ نگاه معصومانه ی خیال .سلام نه به تو بلکه به خودم که دورم از خودم نه دور ترم از تو .گشتم به دنبالت در تمام دنیا . جایی ردی یافتم که خون راستی را زیر پای دروغ فرش قرمز کرده بودند. دروغ گفتم نه به تو بلکه به خودم راست گفتم .شاید دلم خواهد بگویم خداحافظ ... اما... هیچ معصومیتی در نگاهت بدون موج نبود .گفتم کجا؟ گفتی قرار مجاز(دنیای مجازی )فهمیدم مجاز را در من دیدی و مجاز مرا حقیقت خواندی.[قلب شکسته ]این بار دل من را تو نشکاندی بلکه من خود را سپر سنگت کردم. روح دادم و سنگ گرفتم. روح بردی و سنگ هم ندادی .روح مرا به دودی از سیگار میفروشی؟ شکسته ی دل را چه؟ شاید با شرابی از لب سرخ، آن را پنهان کنی .همشون میان نظرت چیه[نیشخند ]نظر من متفاوت از نظر تو نیست .گاهی می اندیشم که در لحظه ی روشنایی شهر تن چگونه اسیر و خراب این کاخ و مسجد هفت منار نشوم .روح را در ورای کالبد شهر بوییدم و عاشقانه ....نه به دنبال یک جام بلک اند وایت مرغوب میگردم نه به وودکای دو لیوان شما بسنده میکنم .. . . . . . . فکر کنم خسته شدی. . پایین تر . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 17:49 توسط ساعد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| آرشیو موضوعی |
|
عاشقانه ها وشعر ها |
| پیوندها |
|
بر بچ شهرضا چشماي خسته تنهايي من فقط 1 شب بود **....كلبه ي هشتم عشق....** مريم پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردني است نغمه ي تنهايي بازار روز عشق باراني صدف درياي من سلول عشق عسل گيسوي تو |
|
RSS
|