![]() |
![]() |
|
| مهر سپاس گزاری از اهورامزدا |
|
آرمیلا نام دختران در ایران باستان آرمیتان شخصیتی در شاهنامه و دختر جمشید آروشا درخشان - نورانی - باهوش آرتا نام شهر در زمان زند که به روی دختران میگذاشتند ارنواز شخصیتی در شاهنامه و دختر جمشید آرتمیس گوینده راستی- نام دریاسالار زن آرتنوس صادق - راستگو - نام دختر داریوش آسا نام دختر شاپور دوم ساسانی- بزرگ و علیحضرت آتاناز نامی ایرانی آتنا نامی ایرانی آتوسا دختر کورش بزرگ همسر داریوش بزرگ مادر خشیار آتوشه نام عمه یا خاله شاپور شاه آوید نامی ایرانی ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 15:29 توسط اهورا |
|
|
کشور ایران، تاریخ بسیار درخشانی دارد که هویت ملی نیرومندی به آن داده
است. یکی از ستارگان درخشانی که همواره مسیر حرکت این کشور را روشن ساخته
است، اشوزرتشت، پیامبر بزرگ ایران زمین است.
شماری از ایرانشناسان بزرگ، «زرتشت» را به معنای «ستاره زرین» دانستهاند، و «موبد آذرگشسب»، «زرتشت» را به مفهوم کسی که چهرهاش از نور خداوندی میدرخشد، آورده است. اینها نویددهنده پیدایش ابرمردی است که پیام نافذ و یکتاپرستیاش همهی مرزهای زمانی و مکانی را درنوردیده و صدای پرطنین حقپرستیاش، سدهها را پشتسر گذاشته است.
پیام اشوزرتشت راستی، درستی، مهر، کار، تلاش، آزادی و اختیار است. اشوزرتشت سرنوشت انسان را از کف اختیار کاهنان و سردمداران دنیوی بدرآورد و در دستهای پرتوان و سازندهی انسانهای راستپندار و درستکردار که جز در برابر خداوند سر فرود نیاوردند، قرار داد. یکی از ویژگیهای بیهمتای اشوزرتشت، جهانی اندیشیدن اوست. خدای او که اهورامزدا نام دارد، خدایی است یگانه و متعلق به همه قومها و نژادها، آفرینندهی همهی جهان و جهانیان است و همه خدایان پنداری را رد میکند. اما پرسش اینجاست که اشوزرتشت کیست؟ اشوزرتشت میفرماید: «ای مزدا همان که تو را با دیده دل نگریستم، با نیروی اندیشه خود دریافتم که تویی سرآغاز و تویی سرانجام … و آن گاه تو را به خوبی شناختم ای اهورامزدا که: وهومن (اندیشه نیک) به سوی من آمد و از من پرسید، تو کیستی؟ من به او گفتم که منم زرتشت و تا آنجا که در توان دارم دشمن دروغ و نگهبان نیروی راستی خواهم بود.» خداوند از دیدگاه اشوزرتشت، آفرینندهی همه چیز است، هم مادی و هم مینوی و او آفرینندهی انسان با اراده و آزاد نیز میباشد. بنابراین اشوزرتشت هر مرد و زنی را آزاد و صاحب اختیار میداند که بین نیروی نیک(خیر) و نیروی بد(شر) یکی را برگزیند. البته سفارش میکند که دانا، سپنتامینو(نیروی نیک) را برمیگزیند تا به پاداش اهورامزدا که بهشت یا سرای نیک است برسد. اشوزرتشت و ایران روشن است که همه ایرانیان و پژوهندگان بر تاثیر اشوزرتشت بر کشور ما آگاهند. بهویژه در زمان هخامنشیان این تاثیر بسیار آشکار و روشن است که چگونه پادشاهانی با اندیشه، گفتار و کردار نیک چون کوروش و داریوش بزرگ به وجود آمدند. سرداران آزادی و دیندارانی بزرگ، که اینک بشریت به آنها افتخار میکند. کوروش به بابل و یهودیان آزادی میدهد و حقوق بشر را به جهان ارمغان میکند و داریوش میفرماید: «خدای بزرگ است اهورا مزدا که زمین را آفرید، که آسمان را آفرید، که شادی را برای مردمان آفرید» و میافزاید: «همهی کردار و پیروزیهای من مرهون یاری اهورا مزدا است» و میافزاید: «اهورا مزدا این سرزمین را از دشمن، خشکسالی و دروغ دور نگهدارد.» یارینامه:۱- زرتشت، مزدیسنا و حکومت از جلال الدین آشتیانی ۲- زرتشت و آموزشهای او از موبد رستم شهزادی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 22:12 توسط اهورا |
|
|
فهرست پایتختهای ایران در طول تاریخ عبارت است از: عیلامیان: آوان و ایذه و شوش. . . برچسبها: تاریخ ایران ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم دی 1390ساعت 16:57 توسط اهورا |
|
|
آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده اید که چرا شخصیتی مانند کوروش که جهان در برابر بزرگی او شگفت زده است و مشهورترین مورخین و باستان شناسان و خاورشناسان دنیا از او به نام ایر مرد تاریخ جهان یاد کرده اند، چرا تاکنون اسمی از او در ایران برده نشده است؟ یا هیچ حرکتی که شایسته او باشد در جهان نشده است؟ آیا ادامه راه این شخصیت بزرگ جهان نمی تواند راه نجات ما باشد؟ آیا برای ایران که کوروش را دارد و خود مهد حقوق بشر جهان بوده است، پسندیده است که امروز دنیا ما را به نام مهد تروریست و خشونت و ناقض حقوق بشر خطاب کند؟ کوروش پدر ملت ها ، بزرگ قهرمان آن روزگار ، سرور آسیا ، کسی که دشمن او را به نیکی ستایش کرد و او را نمونه یک شهریار والا می دانست امروز کجاست؟ ایرانیان بدانند که کوروش در حد یک پیامبر برای ایران خدمت کرد و ایران یعنی کوروش و کوروش یعنی ایران. راه او راه جوانان آینده ایران است و هیچ شخصیت غربی و عربی (به جز پیامبر و ائمه ی اطهار) نمی تواند برای ما ایرانیان بالاتر از او باشد. در این جا نظر برخی از پرفسورها و مورخان را در مورد کوروش، می خوانیم: پروفسور ایلیف مدیر موزه لیورپول انگلستان: در جهان امروز بارزترین شخصیت جهان باستان کوروش شناخته شده است. زیرا نبوغ و عظمت او در بنیانگذاری امپراطوری چندین دهه ای ایران مایه ی شگفتی است. آزادی به یهودیان و ملت های منطقه و کشورهای مسخر شده که در گذشته نه تنها وجود نداشت بلکه کاری عجیب به نظر می رسیده است از شگفتی های اوست. دکتر هانری بر دانشمند فرانسوی: این پادشاه بزرگ یعنی کوروش هخامنشی برعکس سلاطین قسی القلب و ظالم بابل و آشور بسیار عادل و رحیم و مهربان بود زیرا اخلاق روح ایرانی اساسش تعلیمات زرتشت بوده است. به همین سبب بود که شاهنشاهان هخامنشی خود را مظهر صفات نیک می شمردند و همه قوا و اقتدار خود را از خداوند دانسته و آن را برای خیر بشر و آسایش و سعادت جامعه انسان صرف می کردند. پروفسور آلبر شاندور: شاهنشاهی ایران که پایه گذار آن کوروش بزرگ است به هیچ وجه بر اساس خشونت پی ریزی نشد بلکه عکس آن درست است. زیرا با رعایت حقوق مردمان پایه گذاری شد. پارسی ها با مساعدت یکدیگر و به یاری پادشاهان مقتر خود عظمت و شکوهی را در تاریخ به جای گذاشته اند که نشانه نبوغ و نژاد پاک آنان است. نژادی که حماسه آنان را همچون آفتابی در تاریکی نشان می دهد. آنان درخششی در جهان از خود به جای گذاشته اند که برای آیندگان نیز خواهد ماند. ژنرال سرپرسی سایکس: مطالب کتاب مقدس تورات و نوشته های یونانی و سنت های ایرانی همه همداستانند که کوروش باستانی سزاوار لقب بزرگ بوده است. مردم او را دوست می داشتند و «پدر» می خواندنش. ما نیز می توانیم بدان ببالیم که نخستین مرد بزرگ آریایی که سرگذشت اش بر تاریح روشن است، صفاتی چنان عالی و درخشان داشته است. ژنرال سرپرسی سایکس بعد از دیدار از آرامگاه کوروش بزرگ: من خود سه بار از این آرامگاه دیدن کرده ام و توانسته ام اندک تعمیری نیز در آن چا بکنم و در هر سه بار این نکته را یادآورده شده ام که زیارت آرامگاه کوروش، پادشاه بزرگ و شاهنشاه جهان امتیاز کوچکی نیست و من بسی خوشبخت بوده ام که به چنین افتخاری دست یافته ام. به راستی من در گمانم که آیا برای مردم آریائی(هندو اروپایی) هیچ بنای دیگری هست که از آرامگاه بنیان گذار دولت پارس و ایران ارجمندتر و مهم تر باشد. افلاطون: پارسیان در زمان شاهنشاهی کوروش اندازه میان بردگی و آزادگی را نگاه می داشتند. از این رو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور بسیاری از ملت های جهان شدند. در زمان کوروش بزرگ فرمانروایان به زیردستان خود آزادی می دادند و آنان را به رعایت قوانین انسان دوستانه و برابری ها راهنمایی می کردند. مردمان رابطه خوبی با پادشاهان خود داشتند. از این رو در موقع خطر به یاری آنان می شتافتند و در جنگ ها شرکت می کردند و آزادی و مهرورزی و رعایت حقوق اجتماعی به زیبایی انجام می گرفت. هرودوت- تاریخ هرودوت: هیچ پارسی یافت نمی شد که بتواند خود را با کوروش مقایسه کند. از این رو من کتابم را درباره ایران و یونان نوشتم تا کردارهای شگفت انگیز و بزرگ این دو ملت عظیم هیچ گاه به فراموشی سپرده نشود. کوروش سرداری بزرگ بود. در زمان او ایرانیان از آزادی برخوردار بودند و بر بسیاری از ملت های دیگر فرمانروایی می نمودند. سربازان او پیوسته برای وی آماده جانفشانی بودند و بخاطر او از هر خطری استقبال می کردند. پروفسور گیریشمن- ایران از آغاز تا اسلام: کمتر پادشاهی است که پس از خود چنین نام نیکی باقی گذاشته باشد. کوروش سرداری بزرگ و نیکخواه بود. او آن قدر خردمند بود که هر زمانی کشور تازه ای را تسخیر می کرد به آن ها آزادی مذهب می داد و فرمانروای جدید را از میان بومیان آن سرزمین انتخاب می نمود. او شهرها را ویران نمی کرد و قتل عام و کشتار نمی کرد. ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان که سرزمینشان به وسیله ی کوروش تسخیر شده بود وی را سرور و قانون گذار می نامیدند و یهودیان او را مسیح خداوند می خواندند. کنت دوگوبینو سفیر اسبق فرانسه در تهران(مورخ فرانسوی): تاکنون هیچ انسانی موفق نشده است اثری را که کوروش در تاریخ جهان باقی گذاشت، در افکار میلیون ها مردم جهان بوجود آورد. من اذعان می دارم که اسکندر و سزار و کوروش که سه مرد اول جهان شده اند، کوروش در صدر آن ها قرار دارد و تاکنون در جهان کسی به وجود نیامده است که بتواند با او برابری کند و او همانطور که در کتاب های ما آمده است مسیح خداوند است. قوانینی که او صادر کرد که در تاریخ آن زمان که انسان ها به راحتی قربانی خدایان می شدند بی سابقه بود. هارولد لمب دانشمند آمریکایی: در شاهنشاهی ایران باستان که کوروش سمبل آنان است، آریایی ها درتاجگذاری به کردار نیک- گفتار نیک- پندار نیک سوگند یاد می کردند که طرفدار ملت و کشورشان باشند که این امر در صدها نبرد آنان به وضوح دیده می شود که خود شاهنشاه در راس ارتش به سوی دشمن برای حفظ کیان کشورشان می تاخته است. گزنفون مورخ بزرگ یونانی: ما در این باره فکر کردیم که چرا کوروش به این اندازه برای فرمانروایی عادل مردمان ساخته شده بود. سه دلیل برایش پیدا کردیم. نخست نژاد اصیل آریایی او و بعد استعداد طبیعی و سپس نبوغ پرورش او از کودکی بوده است. کوروش نابغه ای بزرگ، انسانی والامنش، صلح طلب و نیک منش بود. او دوست انسان ها و طالب علم و حکمت و راستی بود. کوروش عقیده داشت پیروزی بر کشوری این حق را به کشور فاتح نمی دهد تا هر تجاوز و کار غیر انسانی را مرتکب شود. کوروش برای دفاع از کشورش که هر ساله مورد تاخت و تاز بیگانگان قرار می گرفت امپراطوری قدرتمند و انسانی را پایه گذاشت که سابقه نداشت. او در نبردها آتش جنگ را متوجه کشاورزان و افراد عام کشور نمی کرد. او ملت های ملغوب را شیفته خود کرد به صورتی که اقوام شکست خورده که کوروش آنان را از دست پادشاهان خودکامه نجات داده بود، او را خداوندگار می نامیدند. او برترین مرد تاریخ، بزرگترین، بخشنده ترین، پاک دل ترین انسان تا این زمان بود. کنت دوگوبینو فرانسوی- ایران باستان: شاهنشاهی کوروش هیچگاه در عالم نظیر نداشت. او به راستی یک مسیح بود زیرا به جرات می توان گفت که تقدیر او را چنین برای مردمان آفرید تا برتر از همه جهان آن روز خود باشد. نیکلای دمشقی: کوروش شاهنشاه پارسیان در فلسفه بیش از هرکس دیگر آگاهی داشت. این دانش را نزد مغان زرتشتی آموخته بود. پروفسور کریستین سن ایران شناس و استاد زبان اوستایی و پهلوی: شاهنشاه کوروش بزرگ نمونه یک پادشاه جوانمرد بوده است. این صفات برجسته اخلاقی او در روابط سیاسی اش دیده می شده است. در قوانین او احترام به حقوق ملت های دیگر و فرستادگان کشورهای دیگر وجود داشته است و سرلوحه دولتش بوده که این قوانین امروز بین الملل نام گرفته است. ویل دورانت- تاریخ تمدن ویل دورانت: کوروش از افرادی بوده که برای فرمانروایی آفریده شده بود. به گفته امرسون همه از وجود او شاد بودند. روش او در کشورگشایی حیرت انگیز بود. او با شکست خوردگان با جوانمردی و بزرگواری برخورد می نمود. به همین دلیل یونانیان که دشمن ایران بودند نتوانستند از آن بگذرند و درباره او داستان های بیشماری نوشته اند و او را بزرگترین جهان قهرمان پیش از اسکندر می نامیدند. او کرزوس را پس از شکست از سوختن در میان هیزم های آتش نجات داد و بزرگش داشت و او را مشاور خود ساخت و یهودیان دربند را آزاد نمود. کوروش سرداری بود که بیش از هر پادشاه دیگری در آن زمان محبوبیت داشت و پایه های شاهنشاهی اش را بر سخاوت و جوانمردی بنیان گذاشت. کلمان هوار- تمدن ایرانی: کوروش بزرگ در سال 550 قبل از میلاد بر تخت پادشاهی ایران نشست. وی با فتوحاتی ناگهانی و شگفت انگیز امپراطوری پهناوری را از خود به جای گذاشت که تا آن روزگار کسی به دنیا ندیده بود. کوروش سرداری بزرگ و سرآمد دنیای آن روزگار بود. او اقوام مختلف را مطیع خود ساخت. او اولین دولت مقتدر و منظم را در جهان پایه ریزی کرد. برای احترام به مردمان کشورهای دیگر معابدشان را بازسازی کرد. او پیرو دین یکتاپرستی زرتشت بود ولی به هیچ عنوان دین خود را بر ملل مغلوب تحمیل نکرد. مولانا ابوالکلام احمد آزاد فیلسوف هندی: کوروش همان ذوالقرنین قرآن است. او پیامبر ایران بود زیرا انسانیت و منش و کردار نیک را به مردم ایران و جهان هدیه داد. اخلیوس(آشیل) شاعر نامدار یونانی- تراژدی پارسه: کوروش یک تن فانی سعادتمند بود. او به ملل گوناگون خود آرامش بخشید. خدایان او را دوست داشتند. او دارای عقلی سرشار از بزرگی بود.
پاورقي::: در دلي با مردم عزيز كشورم دارم و اميدوارم كه اين نظريه ها گوشه از انسانيت كوروش آريايي را براي شما بازگو كرده باشد . و من از مدعياني كه سنگ تاريخ ، تمدن و كوروش آريايي را به سينه ميزنند يك سئوال دارم ؟ ؟ در ستايش و بزرگي اين بزرگ انسان تاريخ بشريت كه از هر كشور و نژادي بيان گرديده است ، كداميك از اين بزرگان از نام غير پارسي براي نام كوروش استفاده نموده اند كه ما مدعيان در مطالب و سخنانمان از نامهاي غير پارسي مانند كبير استفاده ميكنيم . !!! جاي بسي افتخار است كه آرامگاه اين بزرگ انسان تاريخ بشريت در خاك ميهن عزيزمان ايران است و چه بسا اگر در جاي دگر آرامگاهش بود شايد چون ديگر نام ها و سندهاي ايران باستان يا به تاراج ميرفت و يا مدعي پيدا مينمود كه او نيز ايراني نبود و ............... و جاي بسي تاسف است كه هنوز خيلي از ايرانيان هنوز به آرامگاه كوروش آريايي راه نيافته اند و اين بزرگ مرد همچون تفكراتش در بين ايرانيان دارد به فراموشي سپرده ميشود و هستند بزرگان ديگري كه در جاي جاي اين خاك عزيز ايران آرميده اند و سكوت غريبي آرامگاهشان در بر گرفته است . بي انديشم به تفكرات زيباي اين بزرگ مرد كه در ۲۵۶۹ سال پيش در دوراني كه عصر ارتباطات و فناوري نام نداشت و گسترش يك تفكر كاري بسيار مشكل بود . اما اين بزرگ مرد با انسانيت خود به آن جامع عمل پوشانيد . ولي در زمان حال و با انواع و اقسام وسايل ارتباط جمعي متاسفانه بسيار هستند كه ....................................................... !!!!! به اميد روزي كه مردم نوع دوست كشورم در هفتم آبان ماه هر سال براي ارج نهادن به تفكرات يك انسان تكرار نشدني تاريخ در پاسارگاد گرد آيند و دست ها را در دست يكديگر نهند و به جشن و پايكوبي بپردازند تا ضمن سپاسگزاري و ارج نهادن به تفكرات بزرگ انسان تاريخ بشريت شكوه تفكرات پارسيان در نوع دوستي را نيز به ديگر ملل نشان بدهند . پاينده ايران ، سرافراز ايراني
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 20:33 توسط اهورا |
|
|
در زمان پادشاهی منوچهر پیشدادی، در جنگی با توران، افراسیاب سپاهیان ایران را در مازندران محاصره میکند. سرانجام منوچهر پیشنهاد آشتی میدهد و تورانیان پیشنهاد آشتی را میپذیرند و قرار بر این میگذارند که کمانداری ایرانی برفراز البرزکوه تیری بیاندازد که تیر به هر کجا نشست آنجا مرز ایران و توران باشد. آرش از پهلوانان ایران داوطلب این کار میشود. به فراز دماوند میرود و تیر را پرتاب میکند. تیر از پگاه تا درون کرد خورشید روان می شود و در کنار رود جیحون یا آمودریا بر درخت گردویی فرود میآید. و آن جا مرز ایران و توران میشود. پس از این تیراندازی آرش از خستگی میمیرد. آرش هستیاش را بر پای تیر میریزد؛ پیکرش پاره پاره شده و در خاک ایران پخش میشود و جانش در تیر دمیده میشود. هماهنگ با برخی نوشته ها اسپندارمز تیر و کمانی را به آرش داده بود و گفته بود که این تیر خیلی دور میرود ولی هر کسی که از آن استفاده کند، خواهد مرد. با این وجود آرش برای فداکاری آماده شد که از آن تیر و کمان استفاده کند. بسیاری آرش را از نمونههای بیهمتا در افسانه های جهان دانستهاند؛ وی نماد جانفشانی در راه میهن است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 20:30 توسط اهورا |
|
|
جشن شب چله/ یلدا شب زایش مهر ریشهی کریسمس « شب چله » یا « شب یلدا » جشنی است با پیشینهای به درازای دستکم هفت هزار سال و یادگاری از مهرپرستی و آیین میترائیسم. این جشن همچون نوروز, سیزدهبدر, جشن سوری ومهرگان... پس از یورش و شکست ایرانیان از مقدونیان, اعراب,مغولها و تُرکان همچنان پابرجا مانده و هر سال در سَراسَر خانههای ایرانیان برپا میگردد. واژهی «یلدا» یک واژهی سُریانی –از گویشهای آرامی در شمال میانرودان- به معنای زایش و زادروز است. چراکه این جشن, جشن ِ زایش و رو به فزونی گذاردن خورشید/مهر/میترا است. دستکم هفت هزار سال پیش نیاکان ما ایرانیان -یعنی قوم آریا- پیش نَباشد بَهار و زمستان پَدید نَیارَند هِنگام ِ رامِش نَوید از این بیت میتوان دریافت که ایرانیان به این دانش هرازان سال پیشتر دست یافته بودند. جشنهای ماهیانه و اصیل ایرانی, جشنهایی هستند که برپایهی گاهشماری خورشیدی برگزار میشوند. این جشنها پس از یورش تازیان به ایران و چیرگی آنها, با توجه به جایگزین شدن گاهشماری عربی ِ مَهشیدی(قمری) به جای گاهشماری خورشیدی، در یک بازه ی زمانی ویژه، اَرجمندی و کرامندی خود را از دست داده بودند. ولی به کوشش دانشمند بزرگ ایرانی, خیام نیشابوری دوباره بازسازی شدند. گاهشماری جلالی که به کوشش خیام ایجاد شد را میتوان یکی از دقیقترین گاهشماریها به شمار آورد که در هر 5 هزار سال تنها یک روز اختلاف زمانی دارد. میدانیم که ایرانیان از دیرباز آیینهای خود را همراه با شادی و روشنایی برگزار میکردند. آیینهایی که همواره در کانون گرم خانواده برگزار میشود و به دور از هر گونه کَژرَوی و فِساد است. به همین اَنگیزه است که ایرانیان درازترین شب سال –یعنی شب چله- را به همراه خانواده و بیشتر در کنار بزرگ ِ خانواده بیدار نشسته تا سر برآوردن خورشید از آسمان و روشنایی را نظارهگر باشند. پس از شب چله است که دوران ِ کاستی روز/ شید(نور)/ روشنایی پایان یافته و دوران فزونی روز/ خورشید/ شید سر میرسد. در این شب بیدار ماندن و روشن نگه داشتن خانه نمادی است از یاری به روشنایی/خورشید در برابر تاریکیها و پلیدیها, تا سر برآوردن خورشید و رسیدن روز. گذشته از ریختار ِ نمادین شب چله باید دانست که جشن یلدا, شب زادروز الههی مِهر یا میترا می باشد. «مهر» به معنی خورشید و یکی از بغ دختها و خدایان آریاییها در گذشته های دور و پیش از گِرَویدَن ِ ایشان به آیین زرتشت است. باید گوشزد نمود که با توجه به بازگوییهای مورخین یونانی, ایرانیان نزدیک به هفت هزار سال پیش به آیین یگانه پرستی زرتشتی درآمدند و از این دیدگاه یگانه و نخستین به شمار میآیند. مِهر در آینده و پس از روی کار آمدن آیین یکتاپرستی زرتشتی, تبدیل به یکی از ایزدان و فرشتگان دین زرتشت شد و بخشی از نَسَک (کتاب) اَوستا به نام او یعنی مِهریَشت نامگذاری شده است. ایزَد مِهر از گرامیترین ایزدان و فرشتگان اَهورمزدا است و دُشمن سَرسَخت دروغ به شمار میآید. ایرانیان همواره به صِفَتهایی چون راستگویی, دلیری و سَروَریخواهی پُرآوازه بودند. در اندیشهی ایرانی اَهریمن سرچشمهی هر گونه پَلیدی و تاریکی و دروغ است. در اندیشه ی ایرانی دروغ ریختاری دیو گونه به خود میگیرد و سَرراست برابر با یک دیو شناسانده میشود. در مهریَشت اَوستا میخوانیم: «مهر از آسمان با هزاران چشم بر ایرانی مینگرد تا دروغی نگوید.» در اردیبهشت یَشت آمده است: «دروغ باید تباه گردد، دروغ باید سرنگون شود، دروغ باید نابود گردد و در جهان مادی باید راستی بر دروغ چیره شود.» یا برای نمونه داریوش بزرگ در سَنگ نِبِشتِه یِ خود سَرراست از خداوند میخواهد که کشور ایران را از سه چیز یعنی «دروغ, خُشکسالی و دُشمن» دور نگه داشته و پاسداری نماید. یا در سنگ نبشتهی بیستون خود یکی از گناهان بزرگ شورشیان را دروغگویی ایشان باز میشناساند. آیین مهر در زمان سه تِکه شدن آریاییها و مهاجرت بخشی از ایشان به اروپا همراه آنها به اروپا نیز کشیده شد. در روم باستان نیز ژولیان یکی از پادشاهان رومی به این آیین گروید. همچنین امپراتورانی چون کومودوس (۱۸۰-۱۹۲م.)، سپتیمیوس سوروس (۱۹۳-۲۱۱)، کاراکالا (۲۱۱-۲۱۷) و جولیان پُرآوازه به جولیان مرتد، و نیز بسیاری از سربازان و افسران روم، سَخت پیرو این آیین بودند و در رم، بریتانیا (در پی هجوم روم به سال ۴۳ م.)، و کِنارههای رود راین، دانوب و فُرات، کِنیسهها و نیایشگاه های پُرشماری برای میترا بر پا داشتند. آنها سالها جشن زادروز میترا و شب چله را جشن میگرفتند و آن را سرآغاز سال میدانستند. حتی پس از گسترش دین تَرسایی (مسیحیت) در اروپا نیز این شب وَرجاوَندی خود را نِگه داشت و با زادروز حضرت مسیح یگانه گشت. مهرپرستی گستره ای از شرق ایران تا اروپا داشت. تاثیرات فراوان این آیین ایرانی و آریایی را هم اکنون در دین مسیحیت میبینیم. مسیحیت تنها با بهرهگیری از مهرپرستی بود که توانست جایی برای خود در اروپا پیدا کند. این آیینها عبارت بودند از: فدیه, نیاز, روزه, رستاخیز, حساب و میزان, دوزخ و برزخ و... نیز مراسم و آدابی چون عشا ربانی, غسل تعمید, ناقوس زدن, نوازندگی به هنگام نیایش, 25 دسامبر که زادروز مهر شمرده می شود و پیوند آن با شب چله ی ایرانی و... این وام گیری ها به اندازه ای زیاد بود که آبای کلیسای مسیح زمانی که این همه وجوه اشتراک میان مذاهب خود و مذهب میترا (مهرپرستی) یافتند, شگفت زده شدند و مدعی گشتند که مذهب میترا این مراسم را از مسیحیت دزدیده است, یا اینکه این مذهب نیرنگ گمراه کنندهی اهریمن است. روز وَرجاوَند اروپاییان یعنی سان+دی به معنای روز خورشید، یا آراستن درخت سَروی با دو رِشتهی نوار سیمین و زَرین به دست ایرانیان در گذشته، و یا نشانههای ف |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 22:22 توسط اهورا |
|
|
جاوید باد ایران |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 20:50 توسط اهورا |
|
|
فروهر(فره وشی) چیست؟
با توجه به اینکه سمبل فَرَوَهَر (faravahar) در دوره حاضر توسط جوانان ایرانی زیاد استفاده می شود و عدم اطلاع عده ای از آنان از معنی و مفهوم آن این مطلب رو که درباره معنی مفهوم و سمبلهای بکار رفته در فروهر میباشد را به شما تقدیم میکنم.
فروهر= فره + وهر(ورتی)
جلو،پیش + برنده، کشنده =پیش برنده
شاید بتوان گفت از نظر زندگی، فروهر با ارزشترین جزء وجود انسان است چون این جزء ذره ایست از هستی بی پایان اهورا مزدا که هنگام زایش برای راهنمایی روان و رهبری آن به صورت کمال در وجود یک انسان جایگزین شده و پس از مرگ هم با همان پاکی و درستی به اصل خود(اهورا مزدا )میپیوندد.
شکل فروهر:
تصویر پیرمرد بالداری نمایانگر شکل فروهر است و در حال حاضر به عنوان نشانواره دین زرتشت بکار میرود.اما این شکل سابقه ای چندین ساله داشته ، و نظایر آن در کتیبه اقوام گوناگون ایرانی وجود دارد.ولی شکلی دقیقا به ضورت موجود، در کتیبه های هخامنشی بالای سر پادشاهان دیده میشود.
محققان و خاورشناسان بسیاری در مورد این شکل به تحقیق پرداختند و نظرهای گوناگونی نسبت به آن ابراز داشتند.در ابتدای تحقیق عده ای از پژوهشگران آنرا تصویری از اهورا مزدا خواندند.ولی چون به عقیده زرتشتیان اهورامزدا بی تن و پیکر (اَیوی تن وُ ) است و هیچگاه یک زرتشتی برای اهورامزدا شکلی قایل نیست، این نظر مورد مخالفت پارسیان هندوستان قرار گرفت.آنرا رد کردند و آنرا به عنوان سمبل فروهر معرفی نمودند و از قسمتهای مختلف آن برای شناساندن فروهر کمک گرفتند.اولین کسی که این طرح را نماد فروهر دانست شخصی بود به اسم "رستم جی کاما".این شخص با استفاده از یک تصویر باستانی ، وظیفه یکی از مهمترین اجزای وجود انسان را مد نظر قرار داد.
شرح اجزای مختلف سمبل فروهر :
این شکل از 6 تکه است که با شماره آن ها را می نگارم: ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم مهر 1390ساعت 0:3 توسط اهورا |
|
|
بودا و زن زشت کردار بودا به دهي سفر كرد. زني كه مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وي باشد. بودا پذيرفت و آمادة رفتن به خانة زن شد. كدخداي دهكده هراسان خود را به بودا رسانيد و گفت: «اين زن هرزه است؛ به خانة او نرويد».
بودا به كدخدا گفت: «يكي از دستانت را به من بده». كدخدا تعجب كرد و يكي از دستانش را در دستان بودا گذاشت. آن گاه بودا گفت: «حالا كف بزن»... كدخدا بيشتر تعجب كرد و گفت: «هيچ كس نميتواند با يك دست كف بزند».
بودا لبخندي زد و پاسخ داد: «هيچ زني نيز نميتواند به تنهايي بد و هرزه باشد، مگر اين كه مردان دهكده نيز هرزه باشند. بنابراين مردان و پولهايشان است كه از اين زن، زني هرزه ساختهاند... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390ساعت 14:59 توسط اهورا |
|
|
علت هر شكستي عمل كردن بدون فكر است. الكس مكنزي همواره تنهايي ، توانايي به بار مي آورد . ارد بزرگ بدبختي انسان از جهل نيست از تنبلي است. ديل كارنگي آنچه ما بكاريم درو مي كنيم و سرنوشت ما را به جزاي كارهايمان خواهد رسانيد. اپيكوس فيلسوف در اين روزگار ما به خاطر انديشه ها مي جنگيم و روزنامه ها سنگرهاي ما هستند . هاينه سرچشمه همه فسادها بيكاري است، شيطان براي دست هاي بيكار، كار تهيه مي كند. پاسكال در مملکتي که فقط دولت حق حرف زدن دارد، هيچ حرفي را باور نکنيد . دکتر علي شريعتي براي پرش هاي بلند ، گاهي نياز است چند گامي پس رويم . ارد بزرگ كار و كوشش ما را از سه عيب دور مي دارد، افسردگي، دزدي و نيازمندي. ولتر سرپرستاني که از ارزش سربازي مي کاهند ، و پدر و مادراني که ، پيشدار ميهنداري فرزندان خويش مي شوند ، به کشورشان پشت کرده اند . ارد بزرگ بيش از حد عاقل بودن، كار عاقلانه اي نيست. مثل فرانسوي جواهر بدون تراش و مرد بدون زحمت ارزش پيدا نمي كنند. مثل چيني آنکه از دشمن داشتن مي ترسد ، هرگز دوست واقعي نخواهد داشت . هزلت حسد همچون مگس است که همه جاي بدن سالم را رها مي کند و بر روي زخمهاي آن مي نشيند . چايمن يک آموزگار مي تواند با رفتار و گفتارش کشوري را دگرگون سازد . ارد بزرگ چون دانستي که خدا از خاکت آفريده کردنکشي و خود رايي مکن . بزرگمهر |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390ساعت 16:9 توسط اهورا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
تو ای پر گهر خاک ایران زمین
که والاتری از سپهر برین بمان خرم ای خاک مینو سرشت که در چشم ما خوشتری از بهشت |
| آرشیو موضوعی |
|
عاشقانه ها وشعر ها |
| برچسبها |
|
تاریخ ایران (1) |
| پیوندها |
|
چشماي خسته تنهايي من فقط 1 شب بود **....كلبه ي هشتم عشق....** مريم پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردني است نغمه ي تنهايي بازار روز عشق باراني صدف درياي من سلول عشق عسل گيسوي تو |
|
RSS
|